بایگانی

بایگانی می

راز گل سرخ

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ بدون دیدگاه
لینک کوتاه به این نوشته:
روزی که گل سرخ از پشت پرده چهره گشود نگاهش که به آسمان آبی افتاد راز آمدنش را از خود بلند پرسید که چرا من به این دنیا آمدم. بلبلی که از شکوفایی گل رز شادمان بود در جوابش گفت:
راز آفرینش تو بسیار زیباست.تو نمی دانی که باید فاصله بین عاشق و معشوق را کم کنی و پیام آور عشقی از عاشق به معشوق باشی و زیباست آن گاه که عاشق بوی عشق را از وجود تو استشمام کند.

آری از آن لحظه که گل سرخ ماجرا را فهمید از شدت هیجان این وظیفه سنگین سرخ تر و سرخ تر شد و آرزو می نمود که عاشقی از آن جا گذر کرده و او را به وعده گاه عشق ببرد و جانی دوباره بگیرد.

دسته هادل نوشته‌های نیلو برچسب ها:

بیشتر بیاندیشیم!

۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ بدون دیدگاه
لینک کوتاه به این نوشته:
سلام به همه ی دوستان
چند وقته که نمی تونم تارنما را به روز کنم
از همگی تون عذر خواهی می کنم .
شرمنده ام که بزرگداشت حکیم خراسان فردوسی بزرگ ( بیست و پنج اردی بهشت ) و بزرگداشت حکیم عمر خیام ( بیست و هشت اردی بهشت ) اومد و گذشت و چیزی ننوشتم.
از من کوچک و ناچیز ، صدا و سیما باید شرمنده تر باشد . ۲۵ و ۲۸ و روز های پیش از آن تموم بخش های خبری در همه ی شبکه های سیما رو دیدم و فقط دو بخش خبری ( ۱۳ شبکه خبر – ۲۲ شبکه سه ) برای فردوسی و سه بخش خبری ( ۱۹:۱۵ شبکه یک – ۲۲:۳۰ شبکه دو – ۲۰ شبکه چهار ) برای خیام پخش کردند که آن ها هم بسیار کوتاه بودند. حال می گوییم در بخش فرهنگ تبعیضی نیست!!!!!

شهریار تبریزی – سعدی – حافظ – سهراب سپهری و شماری دیگر که در برابر حکمت و دانش و شاعری این دو شاعر (فردوسی بزرگ و خیام ) سر بندگی فرو می آورند را چنان جلوه می دهیم و فردوسی که سخن همه ی اینان را زنده کرد و معروف ترین و بزرگ ترین شاعر ایران است رو به انزوا و سایه ی بی اهمیتی سوق می دهیم!
اگر فردوسی نبود اکنون باید عربی می گفتی و عربی می زیستی و عربی می مردی. آن هنگام دیگر خلیج فارس هم معنا نداشت آن موقع دیگر هیچ چیز معنا نداشت آن موقع نه رستم و سهراب داشتیم نه اشفندیار و آرش و کیکاووس و کاوه آهنگر و ….
خیام از نظر غربی ها چهارمین شاعر بزرگ دنیا ، سازنده تقویم کنونی ( جلالی ) ، مبدع مثلث خیام ( که بعد ها می گویند خیام – پاسکال ) و …. را بی اهمیت تر از شاعران معاصر خود می کنیم.
بیاییم کارهای خود را عاقلانه انجام دهیم.

مهر مادری

۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۹ بدون دیدگاه
لینک کوتاه به این نوشته:
مادرمن فقط یک چشم داشت. من از اون متنفر بودم … اون همیشه مایه خجالت منبود.

She cooked for students & teachers to support the family.
اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت.

There was this one day during elementary school where my mom came to say hello to me.
یک روز اومده بود دم در مدرسه که به من سلام کنه و منو با خود به خونه ببره.

I was so embarrassed. How could she do this to me?
خیلی خجالت کشیدم. آخه اون چطور تونست این کار رو با من بکنه؟

I ignored her, threw her a hateful look and ran out.
به روی خودم نیاوردم، فقط با تنفر بهش یه نگاه کردم و فورا از اون جا دور شدم.

The next day at school one of my classmates said, “EEEE, your mom only has one eye!”
روز بعد یکی از همکلاسی ها منو مسخره کرد و گفت هووو .. مامان تو فقط یک چشم داره.

I wanted to bury myself. I also wanted my mom to just disappear.
فقط دلم می خواست یک جوری خودم رو گم و گور کنم. کاش زمین دهن وا می کرد و منو .. کاش مادرم یه جوری گم و گور می شد…

So I confronted her that day and said, ” If you’re only gonna make me a laughing stock, why don’t you just die?!!!”
روز بعد بهش گفتم اگه واقعا میخوای منو شاد و خوشحال کنی چرا نمی میری؟

My mom did not respond…
اون هیچ جوابی نداد…

I didn’t even stop to think for a second about what I had said, because I was full of anger.
حتی یک لحظه هم راجع به حرفی که زدم فکر نکردم، چون خیلی عصبانی بودم.

I was oblivious to her feelings.
احساسات اون برای من هیچ اهمیتی نداشت.

I wanted out of that house, and have nothing to do with her.
دلم می خواست از اون خونه برم و دیگه هیچ کاری با اون نداشته باشم.

So I studied real hard, got a chance to go to Singapore to study.
سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم.

Then, I got married. I bought a house of my own. I had kids of my own.
اون جا ازدواج کردم، واسه خودم خونه خریدم، زن و بچه و زندگی…

I was happy with my life, my kids and the comforts.
از زندگی، بچه ها و آسایشی که داشتم خوشحال بودم.

Then one day, my mother came to visit me.
تا اینکه یه روز مادرم اومد به دیدن من.

She hadn’t seen me in years and she didn’t even meet her grandchildren.
اون سال ها منو ندیده بود و همین طور نوه هاشو.

When she stood by the door, my children laughed at her, and I yelled at her for coming over uninvited.
وقتی ایستاده بود دم در بچه ها به اون خندیدند و من سرش داد کشیدم که چرا خودش رو دعوت کرده که بیاد اینجا، اونم بی خبر.

I screamed at her, “How dare you come to my house and scare my children!” GET OUT OF HERE! NOW!!!”
سرش داد زدم:” چطور جرات کردی بیای به خونه من و بجه ها رو بترسونی؟!گم شو از اینجا! همین حالا!!!”

And to this, my mother quietly answered, “Oh, I’m so sorry. I may have gotten the wrong address,” and she disappeared out of sight.
اون به آرامی جواب داد:” اوه خیلی معذرت می خوام مثل اینکه آدرس رو عوضی اومدم” و بعد فورا رفت و از نظر ناپدید شد.

One day, a letter regarding a school reunion came to my house in Singapore .
یک روز یک دعوت نامه اومد در خونه من در سنگاپور برای شرکت در جشن تجدید دیدار دانش آموزان مدرسه.

So I lied to my wife that I was going on a business trip.
ولی من به همسرم به دروغ گفتم که به یک سفر کاری میرم.

After the reunion, I went to the old shack just out of curiosity.
بعد از مراسم، رفتم به اون کلبه قدیمی خودمون؛ البته فقط از روی کنجکاوی.

My neighbors said that she is died.
همسایه ها گفتن که اون مرده.

I did not shed a single tear.
ولی من حتی یک قطره اشک هم نریختم.

They handed me a letter that she had wanted me to have.
اونا یک نامه به من دادند که اون ازشون خواسته بود که به من بدن.

“My dearest son, I think of you all the time. I’m sorry that I came to Singapore and scared your children.
ای عزیزترین پسر من، من همیشه به فکر تو بوده ام، منو ببخش که به خونت تو سنگاپور اومدم و بچه هاتو ترسوندم.

I was so glad when I heard you were coming for the reunion.
خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میآی اینجا.

But I may not be able to even get out of bed to see you.
ولی من ممکنه که نتونم از جام بلند شم که بیام تورو ببینم.

I’m sorry that I was a constant embarrassment to you when you were growing up.
وقتی داشتی بزرگ می شدی از اینکه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم.

You see……..when you were very little, you got into an accident, and lost your eye.
آخه می دونی … وقتی تو خیلی کوچیک بودی تو یه تصادف یک چشمت رو از دست دادی.

As a mother, I couldn’t stand watching you having to grow up with one eye.
به عنوان یک مادر نمی تونستم تحمل کنم و ببینم که تو داری بزرگ می شی با یک چشم

So I gave you mine.
بنابراین چشم خودم رو دادم به تو.

I was so proud of my son who was seeing a whole new world for me, in my place, with that eye.
برای من افتخار بود که پسرم می تونست با اون چشم به جای من دنیای جدید رو بطور کامل ببینه.

With my love to you,
با همه عشق و علاقه من به تو!!!

دسته هاداستان ها و پندها برچسب ها:

یا زهرا

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۹ بدون دیدگاه
لینک کوتاه به این نوشته:
با سلام و عرض تسلیت مهربان مادر زمان حضرت زهرا (س)
مدتی بود که نوشته ای برای این تار نما نداشتم ولی این بار یک کوتاهی در حق خانم می دانستم که چیزی نگفته امید دارم مورد رضایت خداوند و حضرت مهدی (عج) قرار بگیرد.
قلم را که بر دست گرفتم
نمی دانستم که……
آری نمی دانستم که قلم شروع به گریه کردن خواهد نمود و می نویسد آن چه را که باید از دل من بر می آمد…
آری بگو قلم . بگو که چه کردند بر عزیز ترین و ستوده ترین زن زمان ها….

مروارید و گوهری که آزار او چونان آزار مرد خدا محمد مصطفی بود و ارزش والای او چنان بود که عرش و فرش درغمش گریستند آری علی مرد حق برایش گریست و حال ما نباید بگرییم…؟
فاطمه جان بگذار ! بگذار که قلم به بهترین جا کشیده شود. می دانم آن قدر که باید شایسته و بایسته از تو بگویم نتوانستم. تو همانی که در و دیوار شرمنده تو شدند…
آه زهرا جان گویند پنجاه روز درد پهلو بی تابت کرده بود ولی قربان صبرت قربان فهم بی حد و منتهای تو .میدانستی که علی نیاز به یاریت دارد و او را تا آخرین دم از زندگی پربارت یاری نمودی حتی در میان در و دیوارو آتش… درد پهلو در برابر جنگ هفتاد و دو ملت برایت هیچ بود و کمتر از درد نبودن مردم با علی شیر خداو مرد حق
کاش آن گاه که سخنان آتشینت را ادا می کردی دل آن سنگ دلان ذوب می گشت تا دیگر علی تنها نمی ماند و بر سر چاه درد دل نمی کرد…
خانمم پدر رفت و تو هم چه زود تنها گذاشتی کاش بیشتر می ماندی و می دیدی سکوت و گریه مرد حق را آه چه سنگین است گریه یک مرد بر سر چاه آن هم در سکوت شب …
یاس کبود زیبا، ای اسوه حجاب و عفاف ، ای عزیز دل محمّد و علی ، ای مهربان مادر حسن و زینب و حسین ، ای بانوی خوب خدا … از خدا بخواه و یاریمان ده تا بتوانیم چون تو باشیم و بمانیم …
آقای منتظر ای منتقم خون زهرا و شهدای کربلا، شهادت مادرتان را تسلیت عرض نموده و از خداوند فرج و ظهورتان را می طلبیم.
اللهم عجّل لولیّک الفرج

چگونه آمدیم؟ چگونه می رویم؟

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۹ بدون دیدگاه
لینک کوتاه به این نوشته:

این پرسش به طور طبیعی و ذاتی برای هر انسانی مطرح میشود که ما از کجا آمده ایم ؟ اولین انسان چگونه آفریده شد؟ و چون این قبیل پرسش ها برای هر بشری در هر عصری پیش می آید ادیان مختلف حتی ادیان غیر خدایی به گونه ای پاسخ هایی به آن داده اند که گاه بصورت افسانه های بی اساس است ما مسلمانان در کتاب آفریدگارمان خوانده ایم که: آفرینش همه انسان ها از نفس واحد است اشاره به مسأله آفرینش آدم جدّ نخستین ماست، که این همه افراد بشر با تنوع خلقت ، و خلق و خوى متفاوت ، و استعدادها و ذوق هاى مختلف ، همه به یک ریشه باز مى گردد که آن آدم است.۱
باز این سؤال پیش می آید که خود حضرت آدم چطور آفریده شد؟ آموخته ایم که آدم از خاک آفریده شد و باز به خاک باز گشت ما بنی آدم نیز این چرخه پدر را باید بپیماییم (به چرایی خلقت در مبحث جداگانه ای خواهیم پرداخت). حال ما چگونه به این شکل در آمده ایم؟ خدواند اینگونه پاسخ می دهد:
«یا أَیهَا النَّاسُ إِن کنتُمْ فِی رَیبٍ مِّنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاکم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِن مُّضْغَةٍ مُّخَلَّقَةٍ وَغَیرِ مُخَلَّقَةٍ لِّنُبَینَ لَکمْ وَنُقِرُّ فِی الْأَرْحَامِ مَا نَشَاء إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُکمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکمْ وَمِنکم مَّن یتَوَفَّى وَمِنکم مَّن یرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکیلَا یعْلَمَ مِن بَعْدِ عِلْمٍ شَیئًا وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَیهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنبَتَتْ مِن کلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ.»۲ ؛ اى مردم، اگر در باره برانگیخته شدن در شکید، پس [بدانید] که ما شما را از خاک آفریده‏ایم، سپس از نطفه، سپس از علقه، آن گاه از مضغه، داراى خلقت کامل و [احیاناً] خلقت ناقص، تا [قدرت خود را] بر شما روشن گردانیم. و آنچه را اراده مى‏کنیم تا مدتى معیّن در رحم ها قرار مى‏دهیم، آن گاه شما را [به صورت‏] کودک برون مى‏آوریم، سپس [حیات شما را ادامه مى‏دهیم‏] تا به حد رشدتان برسید، و برخى از شما [زودرس‏] مى‏میرد، و برخى از شما به غایت پیرى مى‏رسد به گونه‏اى که پس از دانستن [بسى چیزها] چیزى نمى‏داند. و زمین را خشکیده مى‏بینى و [لى‏] چون آب بر آن فرود آوریم به جنبش درمى‏آید و نمو مى‏کند و از هر نوع [رستنیهاى‏] نیکو مى‏رویاند.
همه اینها به خاطر آن است که این حقیقت را براى شما آشکار سازیم که ما بر هر کار قادر و توانا هستیم.
از آن پس یک دوران انقلابى جدید آغاز مى شود «و ما شما را به صورت طفل از شکم مادر بیرون مى فرستیم» (ثُمَّ نُخْرِجُکمْ طِفْلًا).
به این ترتیب دوران زندگى محدود و وابسته شما در شکم مادر پایان مى پذیرد، و قدم به محیطى وسیعتر، مملو از نور و صفا و امکانات بسیار فزونتر مى گذارید.
باز چرخ هاى حرکت تکاملى شما متوقف نمى شود، و همچنان سریع در این راه به پیشروى ادامه مى دهید «سپس هدف این است که به حد رشد و بلوغ و کمال جسم و عقل برسید» «ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکمْ»
در اینجا جهل تبدیل به دانائى ، و ضعف و ناتوانى تبدیل به قدرت و توانائى و وابستگى مبدل به استقلال مى شود.
ولى این چرخ باز متوقف نمى گردد هر چند گروهى از شما در این میان از دنیا چشم فرو مى بندند اما گروه دیگرى سیر نزولى حیات را بعد از تکامل شروع مى کنند تا به بدترین مرحله زندگى یعنى نهایت پیرى برسند (مَّن یتَوَفَّى وَمِنکم مَّن یرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ).
آرى به مرحله اى مى رسد که چیزى از علوم خود را به خاطر نخواهد داشت پرده هاى نسیان و فراموشى صفحه عقل و فکر او را مى پوشاند، و در واقع حالتى شبیه حال کودکى به او دست مى دهد.
این ضعف و ناتوانى و پژمردگى دلیل بر فرا رسیدن یک مرحله انتقالى جدید است ، همانگونه که سستى پیوند میوه با درخت دلیل بر رسیدگى آن و وصول به مرحله جدائى است .
این دگرگونی هاى عجیب و پى در پى که حاکى از قدرت بى پایان پروردگار است روشنگر این حقیقت است که همه چیز حتى احیاى مردگان براى او سهل و آسان است .
همان کسى که لباس حیات بر تن خاک مى پوشاند، و نطفه بى ارزش را به انسان کاملى مبدل مى سازد، و زمین هاى مرده را جان مى دهد او مردگان را حیات نوین مى بخشد آیا با این برنامه حیات آفرین مستمر او در این جهان باز مى توان در امکان معاد تردید کرد؟
نظام حاکم بر آفرینش این جهان نشان مى دهد که هدفى از آن در کار است ، وگرنه همه باطل و بیهوده بود، در حالى که این زندگى چند روزه و آمیخته با این همه ناملایمات و ناکامی ها چیزى نیست که ارزش این را داشته باشد که هدف نهائى عالم آفرینش را تشکیل دهد.
بنابراین باید عالم دیگرى وجود داشته باشد، عالمى وسیع و جاودانه که شایسته است هدف آفرینش محسوب گردد.
به این نکته نیز باید توجه کرد که سخن گفتن قرآن از این مراحل مختلف جنین ، در آن روز که نه علم جنین شناسى به وجود آمده بود و نه مردم اطلاع قابل ملاحظه اى درباره دوران جنینى انسان داشتند، خود گواه زنده اى است بر اینکه این کتاب بزرگ از جهان وحى و ماوراء طبیعت سرچشمه مى گیرد.

معاد جسمانی:
بدون شک هر جا قرآن سخن از بازگشت انسان ها و رستاخیز به میان آورده منظور بازگشت این انسان با روح و جسم در آن جهان است ، و آنها که معاد را منحصر به جنبه روحانى آن کرده اند و تنها قائل به بقاى ارواحند به هیچ وجه آیات قرآن را مورد بررسى قرار نداده اند، مثلا روشن است که آیاتى همچون آیه فوق با صراحت سخن از معاد جسمانى مى گوید وگرنه معاد روحانى چه شباهتى به دوران جنینى دارد؟
مخصوصا آخرین جمله آیات مورد بحث که به صورت نتیجه نهائى آمده به وضوح این مطلب را ثابت مى کند آنجا که مى گوید: و ان الله یبعث من فى القبور (و خداوند کسانى را که در قبرها هستند بر مى انگیزاند) چرا که قبر جایگاه جسم است نه روح .
نظام حاکم بر آفرینش این جهان نشان مى دهد که هدفى از آن در کار است ، وگرنه همه باطل و بیهوده بود، در حالى که این زندگى چند روزه و آمیخته با این همه ناملایمات و ناکامی ها چیزى نیست که ارزش این را داشته باشد که هدف نهائى عالم آفرینش را تشکیل دهد.

ارذل العمر چیست ؟
«ارذل» از ماده «رذل » به معنى چیز پست و نامطلوب است ، و منظور از ارذل العمرنا مطلوبترین دوران هاى عمر انسان مى باشد که به نهایت پیرى مى رسد، و به گفته قرآن علوم و دانش هاى خود را به کلى فراموش مى کند، و درست همانند یک کودک مى شود، از نظر معلومات همچون کودک است ، از نظر تدبیر امور شبیه کودک است ، از چیز جزئى همانند یک کودک ناراحت مى شود و با امر مختصرى خوشحال و راضى مى گردد، ظرفیت و حوصله خود را از دست مى دهد، و گاه حرکات او کودکانه مى شود.
با این تفاوت که مردم از کودک انتظارى ندارند و از او دارند، بعلاوه در مورد کودکان این امیدوارى هست که با رشد و نمو جسم و روحشان همه این حالات برطرف مى گردد اما در مورد پیران فرتوت و کهنسال چنین امیدى وجود ندارد و با این تفاوت که یک کودک چیزى نداشته که از دست بدهد اما این پیر کهنسال همه سرمایه هاى حیاتى خود را از دست داده است.
روى این جهات حال پیران سالخورده در مقایسه با حال کودکان بسیار رقت بارتر و ناگوارتر است .
از امیر مؤ منان على(علیه السلام) چنین نقل شده که شخصى از آن بزرگوار از معنى دو سجده در هر رکعت از نماز سوال کرد، امام فرمود: معنى سجده نخستین هنگامى که سر به زمین مى گذارى آنست که پروردگارا من در آغاز از این خاک بودم ، و هنگامى که سر برمى دارى مفهومش این است که مرا از این خاک بیرون فرستادى ، و مفهوم سجده دوم این است که مرا به این خاک باز مى گردانى ، و هنگامى که سر از سجده دوم برمى دارى مفهومش این است که تو بار دیگر مرا از خاک ، مبعوث خواهى کرد.

دسته هادانستنی ها برچسب ها:

پیامک به مناسبت شهادت دخت نبی حضرت فاطمه (س)

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۹ بدون دیدگاه
لینک کوتاه به این نوشته:
سلام دوستان گرامی فرا رسیدن روزهای سوگواری دختر نبوت ، همسر ولایت ، مادر امامت را به شما تسلیت می گویم.

اس ام اس تسلیت برای شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
————————————–
تا که پرسیدم ز منطق، عشق چیست
در جوابم این چنین گفت و گریست
لیلی ومجنون همه افسانه اند
عشق تفسیری ز زهرا و علیست

—————————————
پیامک تسلیت شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
—————————————-
من با که گویم این که بهارم خزان شده
ماهم به خاک تیره غربت نهان شده
بانوی بی نشان که به هرسو نشان زاوست
رفت از برم به قامت همچون کمان شده

—————————————
پیامک تسلیت شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
—————————————-
دیدم که ز دل خدا خدا می کردی
شکوه ز جفا به مصطفا می کردی
ای کاش شبی پس از دعای همگان
از بهر شفای خود دعا می کرد

—————————————
پیامک تسلیت شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
—————————————-
رنگ رخسارت خبر می دهد از سر ضمیر
چه کسی روی کتاب عمر تو «پایان» نوشت

—————————————
پیامک تسلیت شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
—————————————-
غم دوران من گردد یتیمی
که هم پیمان من گردد یتیمی
من از قد کمانت حتم دارم
بلای جان من گردد یتیمی
حضرت زهرا (سلام الله علیها)

—————————————
اس ام اس شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
—————————————-
مکن مخفی به سینه آه، مادر
مرا کن از غمت آگاه ،مادر
مشو راضی پس از تو زنده باشم
گل خود را ببر همراه ،مادر

—————————————
اس ام اس شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
—————————————-
از فاطمه اکتفا به نامش نکنید
نشناخته توصیف مقامش نکنید
هر کس که در او محبت زهرا نیست
علامه اگر هست سلامش نکنید

—————————————
پیامک (sms ) تسلیت شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
—————————————-
یا علی رفتم بقیع اما چه سود
هر چه گشتم فاطمه آنجا نبود
یا علی قبر پرستویت کجاست
آن گل صد برگ خوشبویت کجاست

—————————————
پیامک تسلیت شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
—————————————-
هر چه یاشد من نمک پرورده ام
دل به عشق فاطمه خوش کرده ام
حج من بی فاطمه (س) بی حاصل است
فاطمه (س) حلال صدها مشکل است

—————————————
پیامک تسلیت شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
—————————————-
دل غریب من از گردش زمانه گرفت
به یاد غربت زهرا شبی بهانه گرفت
شبانه بغض گلوگیر من کنار بقیع
سراغ مدفن پنهان و بی نشانه گرفت

—————————————
پیامک تسلیت شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
—————————————-
دنبال جنازه ات اگر می نالم
آهسته تر از مرغ سحر می نالم
دیشت سر بالین تو اشکم می ریخت
امشب به غریبیِّ پدر می نالم

—————————————
پیامک تسلیت شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
—————————————-
در این صحرا چو لاله داغ دارم
به دل سوز غمی جانکاه دارم
مدینه، دیدی از بیداد گردون
ز کف دادم همه دار و ندارم؟

—————————————
پیامک تسلیت شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
—————————————-
آن شب که ابوتراب با قلب حزین
بسپرد تن اُم ابیها به زمین
دانی که چرا خاک ز دستش افشاند
یعنی که تمام هستی ام بود همین!

—————————————
پیامک تسلیت شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
—————————————-
ز کف دادم چراغ لاله ام را
کنم پنهان ز دشمن ناله ام را
نه دست خود کفن کردم شبانه
تن زهرای هجده ساله ام را

—————————————
پیامک تسلیت شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
—————————————-
مدینه در وطن تنهاترینم
«ولی اللّه»ام و خانه نشینم
ز سوز داغ زهرای جوان مرگ
شرر خیزد ز آه آتشینم
—————————————
پیامک تسلیت شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

—————————————-
مدینه از چه این سان بی قراری
تو هم از داغ زهرا سوگواری
مدینه دیده ای جز زینب من
کند یک چار ساله خانه داری

—————————————
پیامک تسلیت شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
—————————————-
سوزنده تر از داغ تو، داغی نَبُود
پژمرده تر از تو، گل به باغی نبود
روشنگر دل هایی و اما افسوس
بر گمشده قبر تو، چراغی نبود

—————————————
پیامک تسلیت شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
—————————————-
ای خاکِ درِ تو تاجِ سرها زهرا
وی قبر تو مخفی ز نظرها زهرا
تا باب شفاعت تو باز است چه غم؟
گر بسته شود تمام درها زهرا

—————————————
پیامک تسلیت شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
—————————————-
گُل بوته باغ مصطفی زهرا بود
آلاله داغ مرتضی زهرا بود
خورشیدِ بلندْ در شبستان وجود
سرچشمه رحمت خدا زهرا بود
—————————————
پیامک تسلیت شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
—————————————-
آن روز که پهلوی تو از کینه شکست
دل های مُحبّان تو در سینه شکست
تصویر تو را دِل علی آینه بود
اندوه تو سنگی شد و آیینه شکست
—————————————

میدان مغناطیسی تن انسان و نماز

۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ بدون دیدگاه
لینک کوتاه به این نوشته:
هارولدبور از دانشگاه ییل برای اولین بار با انجام یک آزمایش ساده، به وجود میدان مغناطیسی در اطراف موجود زنده پی برد.او با توجه به یک مولد الکتریکی که در آهنربا در داخل سیم پیچ دوران می کند و جریان تولید میکند، سمندری را در یک ظرف آب نمک قرار داد و ظرف را به دور سمندر چرخاند. الکترودهایی که در این ظرف وجود داشتند و به یک گالوانومتر حساس متصل شده بودند، یک جریان متناوب را نشان می دادند. زمانی که بور این آزمایش را بدون سمندر انجام داد،گالوانومتر هیچ جریانی را نشان نداد. این بدان معنا بود که در اطراف موجود زنده میدانی وجود دارد که خاصیت مغناطیسی هم دارد. بور این وسیله را بر روی دانشجویان داوطلب خود امتحان کرد و مشاهده نمود که این میدان در بدن انسان هم وجود دارد وکاملا تابع رویدادهای اساسی زیست شناختی بدن است. او این میدان را حیاتی نامید چون هرگاه حیات از بین برود،میدان حیاتی هم از بین میرود. به گونه های که یک سمندر مرده که در دستگاه بود هیچ پتانسیلی به وجود نمی آورد.
تشکیل میدان مغناطیسی بدن
همانگونه که می دانید، در بدن ما میلیونها عصب وجود دارد که کار انتقال پیام در بدن ما بوسیله تحریک الکتریکی این عصبها صورت می گیرد. در اثر شارش بار در اطراف آنها در بدن ما یک میدان تشکیل می شود و میدان بدن ما در اثر فعالیت همزمان میلیونها عصب به وجود می آید.
امواج مغزی
دستگاه موج نگار مغز چهار نوع منحنی از امواج مغزی را ارائه میدهند که عبارتند از: آلفا، بتا، دلتا و تتا. ریتمهای دلتا کندترین امواج مغزی با تناوب از ۱تا۳ دور در ثانیه بوده و اغلب در خواب عمیق ظاهر می شوند. به نظر میرسد که ریتمهای تتا که دارای تناوب ۴تا۷دور درثانیه می باشند به خلق و خوی بستگی داشته باشد. ریتمهای آلفا از ۸تا ۱۲ دور در ثانیه، در اوقات تفکر، تامل آزاد رخ داده و در صورت تمرکز حواس و توجه قطع می شوند و بالاخره ریتمهای بتا با تناوب ۱۳الی۲۲ دور در ثانیه،ظاهرا منحصر به نواحی جلوئی مغز، یعنی جایی که فعالیتهای پیچیده مغزی رخ می دهد می باشند. امواج آلفا امواج بسیار مهمی هستند که بوسیله هانسبرگر آلمانی کشف شدند و به گفته وی با نوعی هوشیاری و خوداگاهی معطوف به درون ظاهر می شوند تغییرات فیزیولوژی مهمی در بدن ایجاد می کنند مثل تمرکز و یادگیری.
میدان مغناطیسی بدن و امواج مغزی در معرض خطر
حتما تا به حال در باره خطرات گوشیهای موبایل یا زندگی در نزدیکی نیروگاهای برق چیزهایی شنیده اید.بنابر تحقیقات پروفسور لای امواج مغناطیسی که از نیروگاهای برق یا وسایل برقی مثل سشوار و ریشتراش برقی و… ساتع می شود به دی ان ای سلولهای مغزی آسیب میرساند و قابلیت ترمیم را در آنها از بین می برد. میدانهای مغناطیسی خارجی علاوه بر آسیب به دی ان ای مغز اثر منفی دیگری به بدن دارند. این میدان ها باعث اختلال در میدان مغناطیسی طبیعی بدن می شوند. همانطور که میدانید نزدیک به ۷۰%از بدن مارا آب فراگرفته و مولکولهای آب به صورت دوقطبی هستند و زمانی که ما در معرض یک میدان مغناطیسی خارجی قرار می گیریم، این مولکولها در جهت آن میدان قرار می گیرند و این پدیده باعث می شود نظم میدان مغناطیسی ما به هم بریزد.
علاوه بر عوامل خارجی یکسری عوامل داخلی نیز وجود دارند که باعث می شوند اختلال در میدان بدن ایجاد شود. مهمترین آنها بارهای الکتریکی هستند که هنگام شارش بار در عصب در اطراف آن به وجود می آیند و به صورت الکتریسیته ساکن در بافتهای بدن ذخیره میشوند و میدانی که در اطراف این بارها بوجود می آیند در میدان بدن ایجاد خلل می کنند. این بارها به خصوص در نقاطی که تراکم اعصاب بیشتر است ذخیره می شوند و به دلیل این که هم تراکم زیادی دارند و هم در نزدیکی عصبهای بیشتر و مهمتری قرار دارند برای بدن به شدت مضر هستند. از جمله این نقاط ناحیه سر و دستها و قسمت مچ یابه پایین است و در بین این سه قسمت، سر اهمیت ویژه ای دارد چون بارهای ذخیره شده در آن علاوه بر ایجاد خلل درمیدان مغناطیسی مغز باعث اغتشاش در امواج مغزی نیز می شوند.
به ظاهر ما روزانه تنها دقایقی را در معرض میدان مغناطیسی هستیم.مثل موبایل یا سشوار و غیره.اما در طول دوران زندگی خود در معرض میدانی بسیار قوی هستیم و آن میدان مغناطیسی زمین هست. عوامل داخلی اغتشاش در میدان بدن ما هم فعالیتهای حیاتی و اجتناب ناپذیری هستند که در تمام طول عمر ما در جریان هستند پس چگونه میتوان باعث خلل این اثرات سو که باعث اختلال در بدن ما و بیماریهایی مثل سرطان می شوند را خنثی کرد؟
در اینجاست که باید گفت خداوند راه حل تمام این سوالات را در یک عمل ساده که امکان آن برای همه افراد وجود دارد و بیش از چند دقیقه هم وقت نمی برد و هیچ ضرری هم ندارد به انسان هدیه داده و آن نماز است.
نماز و میدان مغناطیسی
آنگونه که از تصاویر به دست آمده از میدان مغناطیسی زمین پیداست، به طور شگفت انگیزی اگر انسان در هر نقطه از زمین رو به قبله بایستد، میدان مغناطیسی بدنش بر میدان مغناطیسی زمین منطبق می گردد و در مدتی که در نماز است میدان بدنش منظم می شود.
یکی از نکات بسیار جالبی که پروفسور بور به آن دست یافته بود این بود که دریافته بود که در بدن تمام دانشجویان مؤنث ماهی یکبار تغییر ولتاژ شدید ایجاد می شود و میدان بدن به منظمترین حالت خود می رسد و به همین دلیل است که زنان نیازی ندارند در این مدت نماز بخوانند.
اخیرا هم کشف شده است که علت اینکه قلب زنان منظم تر و قویتر از مردان میزند و دلیل آن همین تغییر ولتاژ هست.
نماز و بارهای الکتریکی
همانطور که قبلا اشاره شد بارهای زائدی که در اثر تحریکات الکتریکی اعصاب به وجود می آیند هم شبیه میدان بدن و هم بر امواج مغزی اثر سو دارند. و این اثرات در نواحی که اعصاب در آن تحرک بیشتری دارند، خطرات جدیتری ایجاد می کنند و باید هرچه سریعتر از آن نواحی دور شوند. به طرز حیرت آوری می بینیم که این نواحی دقیقا نواحی هستند که در وضو شسته می شوند و بنابر تحقیقات صورت گرفته، بهترین راه دفع این بارهای زائد استفاده از یک ماده رساناست که سریعترین و ارزانترین و بی ضررترین ماده برای این کار آب است و جالب اینجاست که آب هرچه خالص تر باشد سریعتر بارهای ساکن را از بدن ما به اطراف گسیل می دهد و هیچ مایعی مثل آب خالصی که در وضو به انسان سفارش شده این اثر را ندارد.

نماز و امواج مغزی:
با دفع بارهای زائد بدن در وضو امواج مغزی در ایده الترین حالت قرار می گیرند. علاوه بر آن حالت تمرکزی که در هنگام نماز در انسان به وجود می آید، تشعشع امواج آلفا را به اندازه قابل توجهی بالا می برد و توانایی مغز را در تولید این امواج بالا می برد.
برگرفته از: وبلاگ دختر جوان

دسته هاگوناگون برچسب ها:

دست در دست هم دهیم به مهر…

۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ بدون دیدگاه
لینک کوتاه به این نوشته:
آیا میدانید…هزاران سال قبل:
آیا میدانید:اولین مردمانی که سیستم اگو یا فاضلاب را جهت تخلیه آب شهری به بیرون از شهر اختراع کردند ایرانیان بودند .
آیا میدانید:اولین مردمانی که اسب را به جهان هدیه کردند و از آن در رفت و آمد و جنگ و … استفاده کردند ایرانیان بودند .
آیا میدانید:اولین مردمانی که حیوانات خانگی را تربیت کردند و جهت بهره مندی از آنان استفاده کردند ایرانیان بودند .
آیا میدانید:اولین مردمانی که مس را کشف کردند ایرانیان بودند .
آیا میدانید:اولین مردمانی که آتش را در جهان کشف کردند ایرانیان بودند .
آیا میدانید:اولین مردمانی که ذوب فلزات را آغاز کردند ایرانیان بودند در شهر سیلک در اطراف کاشان .
آیا میدانید:اولین مردمانی که کشاورزی را جهت کاشت و برداشت کشف کردند ایرانیان بودند .
آیا میدانید:اولین مردمانی که نخ را کشف کردند و موفق به ریسیدن آن شدند ایرانیان بودند .
آیا میدانید:اولین مردمانی که عطر را برای خوشبو شدن بدن ساختند ایرانیان بودند .
آیا میدانید:اولین مردمانی که کشتی را ساختند ایرانیان بودند به فرمان یکی از پادشاهان زن ایرانی.
آیا میدانید:اولین ارتش سواره نظام در دنیا توسط سام ایرانی اختراع شد با سرباز .
آیا میدانید:اولین مردمانی که حروف الفبا را ساختند در ۷۰۰۰ سال پیش در جنوب ایران ، ایرانیان بودند .
آیا میدانید:اولین مردمانی که شیشه را کشف کردند و از آن برای منازل استفاده کردند ایراینان بودند .
آیا میدانید:اولین مردمانی که زغال سنگ را کشف کردند ایرانیان بودند .
آیا میدانید:اولین مردمانی که مقیاس سنجش اجسام را کشف کردند ایرانیان بودند .
آیا میدانید:اولین مردمانی که به کروی بودن زمین پی بردند ایرانیان بودند .
آیا میدانید:اولین مردمانی که قاره آمریکا را کشف کردند ایراینان بودند و کریستف کلمب و واسکودوگاما بر اثر خواندن کتابهای ایرانی که در کتابخانه واتیکان بوده به فکر قاره پیمایی افتادند .
آیا میدانید:کلمه شاهراه از راهی که کورش کبیر بین سارد پایتخت کارون و پاسارگاد احداث کرد گرفته شده است .
آیا میدانید:کورش کبیر در شوروی سابق شهری ساخت به نام کورپولیس که خجند امروزی نام دارد .
آیا میدانید:کورش پس از فتح بابل به معبد مردوک رفت و برای ابراز محبت به بابلی ها به خدای آنان احترام گذاشت و در همان معبد که بیش از ۱۰۰۰ متر بلندی داشت برای اثبات حسن نیت خود به آنان تاج گذاری کرد .
آیا میدانید:اولین هنرستان فنی و حرفه ای در جهان در ایران به وسیله کورش کبیر در شوش جهت تعلیم فن و هنر ساخته شد .
آیا میدانید:دیوار چین با بهره گیری از دیواری که کورش در شمال ایران در سال ۵۴۴ قبل از میلاد برای جلوگیری از تهاجم اقوام شمالی ساخت ، ساخته شد .
آیا میدانید:نخستین سامانه استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت ۴۰ سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد .
آیا میدانید:کامبیز ( کمبوجیه ) فرزند کورش بدلیل کشته شدن ۱۲ ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با ۲۵۰ هزار سرباز ایرانی در روز ۴۲ از آغاز بهار ۵۲۵ قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد . او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود. (اکنون جان یک ایرانی چقدر ارزش دارد.؟اگر هزار نفر نیز کشته شوند باز هم …)
آیا میدانید:داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار ۵۲۰ قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر نهاد و برای همین مناسبت ۲ نوع سکه طرح دار با نام داریک ( طلا ) و سیکو ( نقره ) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد .

آیا میدانید:داریوش کبیر طرح تعلمیات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند که به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگزین خط میخی کرد که بعدها خط پهلوی نام گرفت . داریوش به حق متعلق به زمان خود نبود و ۲۰۰۰ سال جلو تر از خود می اندیشید .(کاش اکنون شاهنشاه ایران بود )
آیا میدانید:داریوش در پاییز و زمستان ۵۱۸ – ۵۱۹ قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری به روی کاغذ آورد .
آیا میدانید:کورش بعد از تصرف بابل ۲۵ هزار یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بودند آزاد کرد.
آیا میدانید:داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاهراه بزرگ کورش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چین میرفت که بعدها جاده ابریشم نام گرفت .
آیا میدانید:اولین بار پرسپولیس به دستور داریوش کبیر به صورت ماکت ساخته شد تا از بزرگترین کاخ آسیا شبیه سازی شده باشد که فقط ماکت کاخ پرسپولیس ۳ سال طول کشید و کل ساخت کاخ ?? سال به طول انجامید .
آیا میدانید:داریوش برای ساخت کاخ پرسپولیس که نمایشگاه هنر آسیا بوده ۲۵ هزار کارگر به صورت ۱۰ ساعت در تابستان و ۸ ساعت در زمستان به کار گماشته بود و به هر استادکار هر ۵ روز یکبار یک سکه طلا ( داریک ) می داده و به هر خانواده از کارگران به غیر از مزد آنها روزانه ۲۵۰ گرم گوشت همراه با روغن – کره – عسل و پنیر میداده است و هر ۱۰ روز یکبار استراحت داشتند .
آیا میدانید:داریوش در هر سال برای ساخت کاخ به کارگران بیش از نیم میلیون طلا مزد می داده است که به گفته مورخان گران ترین کاخ دنیا محسوب میشده . این در حالی است که در همان زمان در مصر کارگران به بیگاری مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد که با شلاق نیز همراه بوده است . (بهترین نمونه عدالت را در گذشته می توان دید نظر شما چیست…؟)
آیا میدانید:تقویم کنونی ( ماه ۳۰ روز ) به دستور داریوش پایه گذاری شد و او هیاتی را برای اصلاح تقویم ایران به ریاست دانشمند بابلی “دنی تون” بسیج کرده بود . بر طبق تقویم جدید داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال دارای ۵ عید مذهبی و ۳۱ روز تعطیلی رسمی که یکی از آنها نوروز و دیگری سوگ سیاوش بوده است .
آیا میدانید:داریوش پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایه گزاری کرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببینند تا بتوانند از سرزمین پارس دفاع کنند .
آیا میدانید:داریوش برای اولین بار در ایران وزارت راه – وزارت آب – سازمان املاک -سازمان اطلاعات – سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنیان نهاد .
آیا میدانید:اولین راه شوسه و زیر سازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد .
آیا میدانید:داریوش برای جلوگیری از قحطی آب در هندوستان که جزوی از امپراطوری ایران بوده سدی عظیم بروی رود سند بنا نهاد .
آیا میدانید:فیثاغورث که بدلایل مذهبی از کشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود توسط داریوش کبیر دارای یک زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد .
آیا میدانید:در درازای پادشاهی داریوش کبیر ۲۴۲ حکمران بر علیه او شورش کرده بودند و او پادشاهی بوده که با ۲۴۲ مورد شورش مقابله کرد و همه را بر جای خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ایران گسترش داد . او در سال آخر پادشاهی به اندازه ۱۰ میلیون لیره انگلستان ذخیره مالی در خزانه دولتی بر جای گذاشت .
*** داریوش در سال ۵۲۱ قبل از میلاد فرمان داد:من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پایین اجتماع خشنود نیستم … ***

اکنون:
۱۸میلیون فقیر، ۷ میلیون بیکار، ۴ میلیون معتاد، ۳۰۰ هزار زن تن فروش ؛ ۱۴ میلیون بیمار روانى ، ۶۰۰ هزار کودک کارگر ، یک و نیم میلیون محروم از تحصیل ،۸ میلیون بیسواد ، ۱۸۰ هزار نابغه فرارى با ۳۰ تریلیون و۴۰۰ میلیارد تومان خسارت ناشى از فرارمغز ها ، ۴۵۰ هزار تصادف در سال ، ۴۰ هزار بیمار ایدزی، سن بزهکاری زیر ۱۰ سال ، کف سنی فحشا ۱۴ سال ، و کف سنی اعتیاد ۱۳ سال و…
چشممان را بر حقایق ببندیم هم حقایق سر جای خودشان هستند.البته پیشرفت های بزرگی هم بوده که آن ها هم باید در نظر گرفته شود ولی ما تا آرمان شهرخیلی فاصله داریم اگر نخواهیم.

هیچ حکومتی را مقصر ندانیم. هر کس بعنوان یک ایرانی باید در ساختن و آباد کردن کشورش بکوشد .
آیا می دانی که من و تو هم ایرانی هستیم.
دست در دست هم دهیم به مهر
میهن خویش را کنیم آباد